چند روز پیش همراه با چند خانواده از اقوام برای ادای دین و زیارت به زیارتگاه علی بلاغ درگز رفتیم. این زیارتگاه در تقریبا 70کیلومتری شهر درگز و در مسیر جاده درگز و قوچان واقع است. وقتی از سمت قوچان  به درگزمیایی و از گردنه های تیوان به نزدیکی دره ی زیبای درونگر میرسی تابلوی این زیارتگاه نمایان می شود. از کنار جاده اصلی تا خود زیارتگاه  6کیلومتری می شود و جاده آن خاکی و باریک است اما زوار با عشق و علاقه ای که دارند با ماشین سواری هم در این مسیر حرکت می کنند.

همه ی کسانی که قرار بود به زیارت بریم شب قبلش به خونه ی پدری در روستا رفتیم. شب از بس که این بچه ها داد و بیداد کرده و خندیدند که نذاشتن ما بخوابیم. تازه خوابمون برده بود که پدرم همگی را از خواب بیدار کرد و همه از خواب بیدار شدیم و قرار بود که ماشین وانت بیاد و ما را ببره علی بلاغ. هنوز تکونی نخورده بودیم که ماشین هم اومد دم در خونه. با سرعت همه ی وسایل و 2 تا بزغاله نذری را هم داخل ماشین گذاشتیم و 5 صبح حرکت کردیم. هوای لطیف صبح گاهی چه لذتی داشت. ساعت 6 صبح به پای کوه علی بلاغ رسیدیم. باید بارها و وسایل را از کوهی بالا می بردیم البته راه  وجود داره اما کمی سخت است و مخصوصآ اگه بار همراهت باشه رفتن به بالا زحمت داره. خورشید که از پس کوه بیرون آمد ما به زیارتگاه رسیدیم. من از زمان کودکی تا سال ها همراه خانواده هر سال به این زیارت گاه می آمدیم اما چند سالی میشه که به خاطر گرفتاری ها نتونستیم به زیارت بیاییم.

این زیارتگاه  در مکانی باصفا و خوش آب و هوا قرار داره و در طول سال زوار بی شماری و از مناطق مختلف شمال خراسان به اینجا می آیند و بیشتر شب را هم در اینجا به سر می برند. اما در طول سالیانی که من به اینجا می آیم متولیان این زیارتگاه چندان به وضع اینجا رسیدگی نکرده اند. با وجود زوار فراوانی که به این زیارتگاه مشرف می شوند متاسفانه از خانه و سرویس بهداشتی مناسبی برخودار نیست و زوار در خانه های غیر بهداشتی و آلوده به سر می برند. البته درآمد این زیارتگاه هم بد نیست و مردم در روزهایی از سال که هوا مناسب است برای ذبح گوسفند نذری خود به اینجا می آیند و طبق یک سنت دیرین از هر گوسفند یا دامی که در این زیارتگاه ذبح میکنند یک دست گوشت، کله و پاچه و پوست آن را به متولی زیارتگاه اهداء میکنند که اگه با پول حساب کنی از هر گوسفند نذری  تقریبآ 25 هزار تومان نصیب متولی این زیارتگاه می شود. در طول روز های هفته هم معمولآ 5 تا 10 گوسفند نذری به اینجا می آورند و روز های تعطیل هم مثل جمعه که بیشر از این هم می شود اما با این حال وضع خانه ها و سرویس های بهداشتی این زیارتگاه مناسب زوار نیست و لازم است تا اداره ی اوقاف درگز که مسئول این اماکن است تلاش بیشتری در رابطه با بهسازی وضعیت زیارتگاه علی بلاغ داشته باشد.

این زیارتگاه دارای آب بسیار گوارا و خنک است  که زوار در هنگام خروج مقداری از این آب را برای تبرک به منازل خود می برند.

به همراه پدر و برادران و داماد ها 2 تا بزغاله نذری را ذبح کردیم و من سریع جگر آن ها را به خانم ها رسوندم تا برای صبحانه آماده کنند. تا جگر ها ریز و شسته بشه من هم اجاق را آماده کردم و همراه با خاله ام به آشپزی پرداختیم. خوردن جگر در کنار خانواده اونم در دل طبیعت و این مکان زیارتی خیلی لذت داشت.

و حسابی کیف کردیم. بعد از صبحانه  با کمک بقیه گوشت ها را قطعه قطعه کردیم و پدرم سهم نذری هریک از فرزندان را داد و بعد مقداری از گوشت را هم برداشتیم تا برای غذای ظهر آماده کنیم. ظهر که شد نماز خوندیم و زیارت کردیم. قداست این مکان آن طور که در تابلوی سر در زیارتگاه  نصب کرده اند به خاطر اقامت کوتاه مدت امام هشتم رضا (ع) در مسیر حرکت به خراسان تا رسیدن به مرو بوده است و این آبی که در این مکان جاری شده نیز به برکت قدم امام است. همچنین از دوران کودکی بزرگتر ها به ما می گفتند که امام علی (ع) هم به این مکان قدم گذاشته اند که تا چقدر واقعیت داشته باشد خدا می داند. و لی ما به عشق ائمه خصوصآ این دو امام بزرگوار به این زیارتگاه می رویم  و به خود افتخار می کنیم. من از سال ها مشرف شدن به این زیارتگاه خاطرات فراوانی دارم که در فرصت مناسب می نویسم.

نهار ما ساعت 3 عصر حاضر شد و آشپز خاله ام بود و من غذا را تقسیم کردم و همگی حسابی از گوشت نذری سیر شدند و کیف کردند. پدرم برای بازگشت عجله داشت و دستور داد وسایل ها را جمع جور کنیم تا به سمت پای کوه حرکت کنیم.