یا علی
شبی دیدم کنارم روشنی شد ،
دعا کردم صدایم یا علی شد ،
گلی راهم بدیدم آیتی شد ،
همی از خود برفتم جنتی شد ،
در آن مجلس که شوقم را بدیدند ،
دلم از غم رهید و عالمی شد ،
الا یا ایها الساقی برایم ،
چه خم ها می دهی در قیل و قالم ،
به روحم کعبه ی دل داده ام من ،
به جسمم جلوه ی می داده ام من ،
به سیمایم نگر دردم دوا شد،
به چشمانم نگر اشکم جلا شد ،
به لب هایم نگر دینم ادا شد ،
به غم هایم نگر از من جدا شد ،
به قرآنم نگر بر من روا شد ،
به جان هایم نگر محرم سرا شد ،
به روی خود ببینم گلشنی را ،
به حال خود ببخشم ساغری را ،
به چشم دل ببینم دلبری را ،
برقصاند به سازش عالمی را ،
خمارین چشم خود را گر ببندد ،
به عالم جلوه ی عظمی ببخشد ،
عزیزان این جهان ماتم سرا نیست ،
جهان را منزل و عادت روا نیست ،
به دیدارش رهی جز او دوا نیست ،
به سیمایش نگه کردن چرا نیست؟
در این درگه که جانم را بگیرند ،
به سعیم جمله اعمالم پذیرند ،
به والله واله و شیدا شوم من ،
ورای گنبد مینا شوم من ،
اگر ره توشه از عالم بگیرید ،
همانا درگه عقبی گزینید.
عباس میرزاده معلم شهر مرزی درگز (مرز ايران و تركمنستان)، استان خراسان رضوی /دبیرعلوم اجتماعی/ کمربند مشکی دان 3 تکواندو و عضو هیئت تکواندوی درگز / عضو گروه کوه نوردی هزار مسجد.